محمد بن علي منجم وابكنوي

40

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

به اين قانون بايد كردن تا آن مطلوب ، أو را حاصل شود در اعمال زيجى . باب I هفتم : در تصحيح جداول ظل واستخراج ظل هر ارتفاعى ، به حساب وآن سه فصل است : I فصل أول : در معرفت ظل مستوى هر ارتفاع وعكس آن ، به حساب چون خواهيم كه اين I عمل كنيم ، جيب تمام آن ارتفاع را كه خواهيم در اجزاى مقياس ضرب كنيم ؛ يعنى اگر ظل I أصابع بود در دوازده ضرب كنيم واگر ظل اقدام باشد در هفت يا در شش ونيم ؛ وحاصل I ضرب را بر جيب آن ارتفاع قسمت كنيم . آنچه بيرون آيد ظل آن ارتفاع باشد از I نوع أصابع يا اقدام . در بيان قطر ظل اما قطر ظل آن ، خط مستقيمى است كه حادث مىشود I از سايهء مقياس ، ميان سر مقياس وموقع سر سايهء مقياس ، بر آن سطح مستوى ؛ وآنچه I ميان قاعدهء مقياس وسر سايهء مقياس است آن را ظل مىخوانند . عمل قطر ظل ؛ وآن دو نوع است : نوع أول ؛ قسمت كنيم اجزاى مقياس را بر جيب تمام ارتفاع ، منحط I تا قطر ظل بيرون آيد . وگفته‌ايم پيش از اينكه اگر ظل أصابع ، مراد است اجزاى مقياس دوازده I است واگر ظل اقدام ، مراد است اجزاى مقياس هفت است يا شش ونيم . نوع دوم ؛ مربع اجزاى I مقياس را با مربع ظل أو جمع كنيم وجذرش بستانيم تا قطر ظل حاصل آيد . در معرفت ارتفاع از I ظل ؛ چون خواهيم كه ارتفاع از ظل بدانيم ، قسمت كنيم اجزاى مقياس را بر قطر ظل ، منحط تا جيب I ارتفاع حاصل شود . قوسش بگيريم در جدول جيب تا ارتفاع آن ظل حاصل شود واين I عكس عمل أول است . فصل دوم : در معرفت ظل معكوس هر ارتفاعى وعكس آن I وآن دو نوع است : نوع أول ؛ چون خواهيم كه ظل معكوس هر ارتفاعى بدانيم كه مقياس I آن را شصت جزو مىگيرند ، پس ضرب كنيم اجزاى مقياس را در جيب ارتفاع وحاصل I ضرب را قسمت كنيم بر جيب تمام آن ارتفاع تا ظل معكوس آن ارتفاع حاصل آيد .